خودرویی ها چشونه.
هی گزارشمو پشت گوش میندازم و هی وقت کمتر و کمتر میشه.همزمان که باید کاری برا پوزیشنم بکنم
نمی دونم چرا فکرای منفی من مو به مو اجرا میشن اما فکرای مثبت مثه صلات ظهر تابستون کش پیدا می کنن
مثه کش تیرکمون.
اگر یه چیزی رو در برابر حماقت احمق ها مقاوم بسازی احمق باهوش تری پیدا می شه و کارت روخراب می کنه :))
این همکار من از اون احمق های باهوشه که نظیرش تو باغ وحش بخش مونکی ها هم نیست.
تو کامپیوترش تمام آهنگهایی رو کهدوس داره سلکت کردم و شورت کاتشو گذاشتم دسکتابش و همه آیکون های دسکتاپ رو حذف کردم
و شورتکات وسط دسکتاپه.
-دو بار روش کلیک کن
-رو چی
-رو شورت کات
-کجاست
-وسط دسک تاپ
- چپ کلیک یا راس کلیک
- :)))))))))))))) هر دو رو امتحان کن خوب
-نشد
-روش راس کلیک کن یعد پلی کن
-
-
-
...
-خاموشش کن با گوشیت آهنگ گوش کن
-چی جوری خاموش کنم
-استارت-شات دان-اوکی
-اوکی
....
-استارت کجاست
:)))))))))) یه دکمه رو کیس هست اونو بزن
-یه کلید پشت کیسه اونو بزن
-دکمه خاموش روشن سه راهی رو بزن
....
-آقای .... رفتم کنتر برق رو زدم کامپیوتر خاموش شد
:)))))))))))))))))))))))
سه روزه همکارای بخش انفورماتیک دارن رو سرورای شبکه و پرتال کار می کنن(یو پی اس هم تا 4 ساعت جواب داده بعدش کل شبکه از کار افتاده)
برادرای هکر و اینا به خدمات تخصصی شما تو این شرکت نیازی نیست . با تشکر.
جاناتان لیوینگستون!
روزی فراخواهی گرفت که بی مسئولیتی سودی ندارد.
زندگی ناشناخته است و قابل شناخت هم نیست.
همین را می دانیم که به دنیا آمده ایم تا غذا بخوریم
و تا زمانی که می توانیم
زنده بمانیم.
جاناتان اما
پرواز را آموخت
و افسوس بهایی که برای آن پرداخته بود نمی خورد
گاهی دوس دارم حیوون بدی باشم تا یه گوسفند خوب
زندگی من مال بابام نبود که هر جور میخواد باهاش تا کنه
من بابام نبودم
خدا به بابام یه بار زندگی داد خوب اگه زرنگی تو همون یه بار خودتو زندگی کن
نخواه که من تو رو زندگی کنم
پدرجان اینقدر احساس گناه به من منتقل نکن
عزت نفس منو پوکوندی
ولم کن بابا من دیگه بچه نیستم بچت هستم اما بچه نیستم
اینقد نصیحت نکن
دیگه تو سنگال و بنگلادش و اُپال پرادش هند هم می دونن نصیحت کردن هویج خوردنه، خزه ،
من احتیاج دارم که ابراز وجود کنم
احتیاج دارم که گناه کنم ، سرم بخوره به سنگ ، شکست بخورم
همرنگ شدن با خواسته های تو و باورهای تو-جدا از خوب و بد بودنش-عزت نفسم رو ترکونده
بابا لطفا بسه پلیز
من دارم منقرض میشم و تو دست از نصیحت و خیرخواهی های حال به هم زنت برنداشتی
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ممنوع ، ولی لب هایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس ... هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه "خداوند" نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند " نشد "
گفتی از گل و عشق و پروانه بنویسم
از شقایق و شعر و شادانه بنویسم
تو عزیز تمام شعرهای من بودی