امروز
یکی از اصلی ترین گزارشای سالمو رد کردم رفت پی کارش
ویه کم هم از ضرر در اومدم
احتمالا فردا روز خوبی باشه
منتظر یه تماسم
گف 5 دقیقه دیگه
نیم ساعت شده
یه دوستی هم گف که ضامنش بشم وام بگیره
یه جوری که ناراحت نشه گفتم نه نمی تونم
حالا بزار قبلیه رو تصفیه کنم زخمش خوب شه
آمادم که یه کم خگستر بیاد پایین بخرم
شایدم یه کم وساپا گرفتم
پلاسکم فردا یه کم خالی کنم بره
انسان هایی هستند که دیوار بلندت را می بینند
ولی به دنبال همان یک آجر لق میان دیوارت هستند که ، تو را فرو بریزند ...!
تا تو را انکار کنند ...!
تا از رویت رد شوند ...!
مراقب باش !
دست روزگار هلت میدهد ؛ ولی قرار نیست تو بیفتی ،
اگر بی تاب نباشی و خودت را به آسمان گره زده باشی
به اوج خواهی رسید
نامت
بوسهی
_محال_
بر چشمهایم
نبودنت به جان من رفتهست
همچو نخی درسوزنی
دیروز این آهنگ بدجوری بهم فاز داد
یه دروغ قشنگه چشات
تو بگو چی بگم به چشات
چجوری پامو پس بکشم
مگه میشه نفس بکشم
چرا رنگ غروبه چشات
چقدر اینجوری خوبه چشات
تب زلزله تو تنمه
چشات انگاری عاشقمه
امروز رفتم تو ضرر
بد
خدایا به خیر بگذرون
کلی کار دارم امروز و فردا
بعدش بشینم به ضررهام رسیدگی کنم
امروز که هیچی
فردا مواظبشون باش خدا
خیلی درگیرم