سوته دلان

سوته دلان

گنجشک ها ورود تو را جار می زنند
سوته دلان

سوته دلان

گنجشک ها ورود تو را جار می زنند

کتابها

دنبال دو تا کتابم 

خواندن آدمها

نه ، روانشناسی اعتراض

یادم نره

بخرم یا بیابم

حالا گو اینکه شاید نخوانم

عروسک جان خوب شو

جان مادرت

خدایا ما چقد غریبیم و تو دلت برایمان می سوزد حتما

شب از نیمه گذشته و افسانه خانم هم از ونکوور کانادا

پیام داده تو تل گرام

که خبری ازت نیست

از دل برود هر آنکه ده سال هیچ خبری ازت نبود

شب خوش

امروز راحت شدم

ریسک امروزم تو بازار جواب داد و خدا رو شکر 700 چوخ سود کردم

کارمم امروز تحویل دادم و احتمالا تا فردا سئوالا از گزارش شروعع میشه

همه چی خوبه

همه چی آرومه

خدا کنه دو سه روز تو سود بمونم از ضرر در بیام

رهایی از رنجش

یکی از همکارام بد جوری رو مخ و اعصابم رژه میره

البته بنده خدا آدم خوبیه و الانم دیگه همکارم نیست

اما اینقدر خاطره باهاش دارم  که روزی صد بار بیاد جلوی چشام

خاطره های خوب هم زیاد ازش دارم

اما بدیهاش خیلی فراموش نشدنیه

خدایا ازت می خوام که تمام رنجش های من از اونو برطرف کنی، اگرچه این رنجش ها موجه اند، اما تمام انرژی منو میگیره

خدایا تمام خوبیهاشو به چشمم بزرگ کن و آرامش اون رو تو زندگیم به صورت انرژی مثبت وارد کن



غریبم غریب شهر پر همهمه

دوست خانمم در آستانه نشسته

آستانه جدایی

و نی نی دو ساله اش

نمی داند که مادر دارد می رود

دارد نمی آید

و هر کاری که می کند

نمی شود

مادر منصرف شود

همه شیرین کاریهایش برای منصرف کردن تصمیم مادر کافی به نظر نمی آید

مادر خسته است

خسته از نداشتن ها

خسته از فقری که فقر نیست

نداشتن است


دانلود آهنگ و زیبای جدید علی عبدالمالکی به نام جنون+متن آهنگ

دانلود آهنگ و زیبای جدید علی عبدالمالکی به نام جنون+متن آهنگ


 بغل میگیرم عکساتو شاید آروم شه آغوشم

لباسی رو که دوس داشتی برای آینه میپوشم

میخوام باور کنم رفتی

میخوام خالی شم از رویات 

همش چشمامو میبندم شاید یادم بره چشمات

 

 بغل میگیرم عکساتو شاید آروم شه آغوشم

لباسی رو که دوس داشتی برای آینه میپوشم

هنوز وسایل خونه سر جاشه کسی نیست که سلیقش مثل تو باشه

هنوز عکس دوتامون روی دیواره 

هنوز دستام بوی عطر تو رو داره

روزا با قرص میخوابم شبا تا صبح بیدارم

همه میگن حالم خوش نیست همه میگن جنون دارم